بهار نارنج
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 14:23
از کوچه ها رد می شوم ؛ درختان نارنج ، خود را با شکوفه های بهشتی آراسته اند و قدم های مرا می شمارند. عطر بهار نارنج که با صدای پرندگان آمیخته می شود ؛ هر فکری را از ذهن پاک می کند . دلم میخواهد به سمت خورشید غروب پر بکشم اما نمی شود . با حسرت چشمانم را به آسمان آبی بی کران می دوزم ؛ ته دلم می گویمxa0...
عید یعنی ...
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 14:23
عید یعنی صبح از خواب بلند شوی ؛ ببینی لنگ ظهر است . عید یعنی شوخی های گاه و بیگاه بهار که منتظر می نشیند و هروقت عزمت را جزم می کنی تا بزنی به دل طبیعت ، گریه اش بگیرد و سیلاب راه بیندازد . عید یعنی جوانه زدن انار در میان ساقه های قد کشیده علف ها و گل ها ؛ عید یعنی صدای زنگوله های گوسفندانی که کنار
بهترین عیدی تاریخ
-
تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 18:53
با تشکر از رادیوبلاگی ها و اجرای فوق العادشون ؛ حرف دیگه ای نمی زنم ؛ چون زحمت رادیو بلاگی ها اونقد کامل هست که جایی برای حرف باقی نمی مونه بشونیـــــــــد پی نوشت : نسخه صوتی مطلب سازت را با بهار کوک کن هم توی فایل بالا هست (با تشکر از خواننده) برای همه بلاگرهای عزیز ، آرزو میکنم ؛ چراغ وبلاگشو
سالی که ناتمام ماند
-
تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 7:47
نود و پنج ، دست و پایش را جمع کرده ، بقچه اش را پیچیده ، شال و کلاه کرده و مشغول تعارفات موقع خداحافظی است . نمی شود بهانه آورد که حالا تشریف داشتید ؛ هزار قصه ناگفته داریم ؛ نیم ساعت دیگر هم بمانید :) سال ، سال کبیسه است اما این یک روز اضافه ، برای به پایان رساندن کارهای ناتمامی که تمام شدنشان یک س
سازت را با بهار کوک کن
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 3:53
خوب گوش کن ؛ صدای ساز بهار را می شنوی ؛ این بار ، کنسرتی در حیاط خانه هایمان به راه می افتد ؛ به سلامتی زندگی ... سازت را کوک کن ؛ هرچه که هست ؛ شاید جاروی بزرگی باشد که صبح تا شب ، خیابان ها را نوازش می کند ؛ شاید سازت ، صدای اگزوز تاکسی قدیمی ات باشد ؛ شاید هم بلندگویی قدیمی که نوای معدنی کهنه می
آتش نفهمی
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 3:53
عشق به میهن ، سال هاست که در بسیاری از ما ، تبدیل به توهمی پوچ و تو خالی شده است . توهمی که ما را کور کرده است تا صدای ناله های فرزندان ایران را نشونیم ؛ ایرانی که در طول سال ها تکه پاره اش کردیم و اکنون نظاره گر بدن خسته و دست و پای شکسته آن هستیم . این وطن ، همانی که تنها میتوانیم به سه هزار سال پ
خوش خیال
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 23:44
xa0Hi :I have an important question ?How can I kill somebody who doesn’t attention to student Academic successes .Today, I saw our Educational Assistant, he smiled at me. Then he gave me a paper that looked like a training Award xa0?I asked him that why didn’t they give it to us in front of the stud...
ما و پدربزرگ هایمان
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 23:44
.All of the Iranian festivals have a special attention to visiting relatives !In these festivals and ceremonies, you can see the massage of onenessxa0and frate ity Ancient Iranians believed that we can be happier with simplicity and avoidance of luxury; so we can see that Although we don’t pay much ...
الگو نوبر
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 23:44
!We had an unbelievable teacher He is a disaster, every session he comes to class and starts fussing, for example, if your eyes are closed, he says why you don’t attention to me?! And when they are open, he says “what are you looking at !When we asked him about his intractablexa0behavior, he answere...
دنیای نابود شده
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 23:44
گفتاورد (باتغییر) از آقاگل .Four years ago, there was a news that said “December 21th is the end of the world.I always think about it and I have believed that it is true.We don’t understand but we have completely destroyed ourselves and the world.For destroying the world, there is no need to use Hyd...
انتهای خیال
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 1:00
انتهای خیال هرکسی چیزی نهفته است ؛ خیالات یکی را می توان در لاک یک لاک پشت جا داد و تخیل دیگری ، در این دنیای بزرگ هم جا نمی شود ؛ خیال دنیایی است که در آن هرچه بتوانی بخواهی ، همان را خواهی دید ؛ افکار و آرزو های ما ، ابتدا در خیالمان با دنیای واقعی دست و پنجه نرم می کنند و این فکر خسته را ، چند قد...
تنگ نظری
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 1:00
قفس زنگ زده بلبل ، در وسط بازار قدیمی و خلوت شهر ، توجه مردم همیشه عجول را به خود جلب می کرد ؛ هر روز صبح موقع طلوع ، از آن بخش از سقف بازار که چندی پیش فرو ریخته بود ؛ نور و گرمای خود را روی میله های قفس بلبل می انداخت و پرنده ، هر بامداد ، برای خورشیذ چه آوازها که نمیخواند .او از این موضوع که هر ر...