
یه کتاب درباره جنگ و در عین حال به دور از جنگ! داستان دو نوجوان که در شهر لینگراد1شوروی توسط ارتش نازی محاصره شدن. داستان این کتاب از زبان شخص اول و کاراکتر اصلی داستان که یه پسر 17 ساله به اسم "لف" ...
ادامه مطلب
این روزها با گرون شدن قیمت کاغذ و افزایش چند صد درصدی قیمت کتابها، خیلی از ناشرها و خوانندهها به فکر یه روش برای دور زدن گرونیها و کم کردن هزینههای جانبی افتادن. خب اگه نخوایم از کاغذ استفاده کنیم...
ادامه مطلب
واپیشین نوشت: ایده و پیشنهاد این کار رو Neo ted مطرح و چارلی من رو به انجامش دعوت کردند! پیشین نوشت : عنوان این طرح، اقتباسی از کتاب ۴۵۱ درجه, فارنهایت, هست. قضیه این اسم عجیب، دمایی هست که کتاب در اون ...
ادامه مطلب
پیشنوشت : این آموزش خیلی ساده هست و طولانی بودنش بخاطر اینه که توضیحات دقیق داده شدند تا مشکلی پیش نیاد ؛ همینطور ، استفاده از کد اشتراک گذاری نیاز خیلی مهمی برای وبلاگ هست و به خوانده شدنتون کمک میکنه ! همینطور این کد هیچ نیازی به جاوااسکریپت نداره و دوستانی که خریداری نکردند هم می تونن استفاده ک...
ادامه مطلب
حاجی فیروز ، که این روزها زیاد هم خریدار نداشت ؛ کم کم باید بساط دایره و دف خود را جمع کند و گلایه هایش از مردم همیشه ناراحت ما را پشت خنده همیشگی است پنهان کند و برود و منتظر بماند تا سال دیگر خدا چه بخواهد ... امیدوارم این سیزده را که به در رفتیم ؛ اول به خودمان بیاییم ؛ دو هفته به سرعت دو روز گذشت ؛ مطمئنا گذشتن دو سال هم بیشتر از همین قدر طول نمی کشد ؛ دست روی دست می گذاریم و همه چیزمان را تلف...
ادامه مطلب
مهربان ترین پدر دنیا ، تنهای تنها ، کیسه را بر دوش می گذاشت و به دیدن کودکانی می رفت که وجود او را با هیچ چیز در دنیا ، عوض نمی کردند ؛ کوچه های شهر ، معنی یتیم را نمی فهمیدند ؛ صدای خنده های پسر بچه هایی که با او بازی می کردند ؛ از چند کوچه آن طرف تر هم شنیده می شد ؛ پدر بودن کار راحتی نیست ! پدر ، باید خیلی قوی باشد ؛ قوی تر از هر وزنه بردار و کشتی گیر دیگری ؛ آن قدر قوی که با اینکه دروازه خیبر ...
ادامه مطلب
.All of the Iranian festivals have a special attention to visiting relatives !In these festivals and ceremonies, you can see the massage of onenessand frateity Ancient Iranians believed that we can be happier with simplicity and avoidance of luxury; so we can see that Although we don’t pay much for holding a ceremony, we enjoy it as well as rich people !The history is not for pride .We should lea from it, do our ancestors'right things and make life better !We would better eliminate class differences or the society will be destroyed (Meaning of words (click ادامه مطلب...
ادامه مطلب
قفس زنگ زده بلبل ، در وسط بازار قدیمی و خلوت شهر ، توجه مردم همیشه عجول را به خود جلب می کرد ؛ هر روز صبح موقع طلوع ، از آن بخش از سقف بازار که چندی پیش فرو ریخته بود ؛ نور و گرمای خود را روی میله های قفس بلبل می انداخت و پرنده ، هر بامداد ، برای خورشیذ چه آوازها که نمیخواند .او از این موضوع که هر روز دقایقی نور خورشید را می بیند ؛ بسیار خرسند بود ؛ حتی چند بار پارچه فروش خواسته بود او را آزاد کند ولی بلبل از قفس بیرون نیامده بود ...لابد پرنده ، اینکه هر روز نورخورشید را چند دقیقه ای می بیند ؛ خیلی خوشحال بود .سالیان دراز گذشت و خورشید هر روز ، دقایقی مهمان قفس ...
ادامه مطلب