رمان خدمتکارها –که در بقیه ترجمهها خدمتکار هم ترجمه شده- بصورت اول شخص و از زبان سه راوی اصلی روایت میشه. هر یک از این راویها، نماینده یک طیف از جامعه اون زمان هستن. نکتهای که همون اوایل داستان توجه شما رو جلب میکنه همین تغییر زاویههای دید هست. در واقع نویسنده سعی کرده از دید خودش به ماجرا نگاه نکنه و به خواننده این فرصت رو بده که تفکرات و ذهنیات چند نفر در دهه 1960 میالدی رو شاهد باشه. نکته دیگه زنانه بودن رمان هست. هیچ کدوم از مردهای نامبرده شده در رمان جزو کاراکترهای تاثیرگذار قرار نمیگیرن که البته این هم به نوبه خودش جالبه و به این موضوع اشاره میکنه که سرمنشأ رواج تفکرات نژادپرستانه نه در محافل سیاسی و بطن جامعه بلکه توی خونه و حین تربیت فرزندانه. رمان خدمتکارها نه تنها یه اثر جامعهشناختی و تاریخیه بلکه دارای رگههایی از تحلیل روانی و شخصیتشناسی هم هست!
سه شخصیت اصلی داستان ایبیلین، مینی و خانم اسکیتر هستن. در جبهه مقابل این سه نفر هم خانم هیلی و الیزابت قرار دارن. ایبلین و مینی دو زن سیاهپوست و نماینده دو طیف مختلف سیاهپوستان معترضن. ایبلین زنی منعطف و مهربونه و دایه کودکان سفیدپوسته. اون نهایت سعیش رو میکنه تا شرایط جامعه باعث نشه نسبت به بچهها کم لطفی کنه و سعی میکنه اونها رو مثل بچههای خودش تربیت کنه. مینی ولی چهره بر آشفته معترضینه و حاضر نیست ظلمهایی که در حقشون شده رو فراموش کنه؛ شرایط سخت زندگی مینی در کنار نحوه تربیت شدن و عقاید مادرش باعث شده تا همیشه بر علیه سفیدپوستها جبهه داشته باشه. در حالی که ایبلین این عقیده رو داره که باید برای ایجاد یه زندگی مسالمت در کنار سفیدپوستها تالش کرد؛ مینی بیشتر به صف آرایی علیه سفیدپوستا و انتقامگرفتن عالقه داره. و اما سومین روای! بر خالف دو راوی اول، خانم اسکیتر یه زن سفیدپوست و جوونه و برعکس دوستان همرنگش رفتار دوستانهای با سیاهپوستا داره. این رفتار دوستانه خانم اسکیتر باعث میشه که ایبلین سفره دلش رو براش باز کنه و داستان از اینجای کار شروع میشه و پیش میره.
همونطور که گفتیم این رمان از زبان اول شخص روایت میشه. البته یکی از فصال –که میشه گفت مهمترین فصل و نقطه تالقی سه داستانه- از زبان شخص سومه. این تغییر فازهای ناگهانی اونقدر جالب پرداخته شدن که باعث میشن این تغییرات رو جزئی از سبک پسامدرن کاترین استاکت بدونیم. نویسنده اصال دنبال حاشیه نرفته و از توضیحات و توصیفات اضافه خودداری کرده و در عوض جزئیاتی رو به داستان اضافه کرده که به خواننده کمک میکنه آروم آروم در بطن داستان غرق بشه و خودش رو جلوی "مینی" و در حال گوش دادن به ناله و نفرینهاش پیدا کنه. نویسنده منطق طرفین رو خیلی ظریف در قالب دیالوگها مطرح میکنه و در کنار سیر داستانی، یه گزارش تاریخی مختصر از شرایط اجتماعی اون زمان هم میده. گذری به جامعه مردساالر میزنه و از محدودیتهای زنان اون دوران میگه. البته اساس داستان رو فراموش نمیکنه و روی حقوق سیاهپوستها متمرکز ست. جلو بردن همزمان سه داستان موازی معموال کار خیلی راحتی نیست و متصل کردن این داستانا حتی از جلو بردنش هم سختتره که این نویسنده خوشنام خیلی خوب از پس هر دوتاش بر اومده. تنها ایراد حائز اهمیتی که به قلم کاترین استاکت وارده، پراکندگی و ثابت بودن لحن داستانه به طوری که حین خوندن کتاب یهو فراموش میکنید راوی کدومیک از کاراکتراست یا فالن اتفاق چطور افتاده! با این وجود توانمندی نویسنده در بیان مشکالت جامعه در قالب طنزهای دلنشین اونقدر به چشم میاد که میشه ایرادات کار رو فراموش کرد!
و اما ترجمه! اگه پرس و جو کنید؛ دوتا ترجمه رو از این کتاب در بازار پیدا میکنید. یکی از ترجمهها تحت عنوان "خدمتکارها" توسط نسرین ظهیری از نشر ققنوس و ترجمه دیگه به اسم "خدمتکار" با کوشش شبنم سعادت و از نشر افزار منتشر شده. با وجود اینکه ترجمه دوم بیشتر شناخته شده ولی انتخاب گالینگور ترجمه خانم ظهیری بود بود. این ترجمه عالوه بر اینکه بیشتر به متن اصلی وفاداره، متن روان و سادهتر و جملهبندیهای بهتری داره ولی در کل هر دو ترجمه خوب و تقریبا در یه سطحن.
راستی تا یادمون نرفته بهتون بگیم که این رمان بیشتر از 100 هفته پرفروشترین نیویورک تایمز بود که اعجوبهای هست در نوع خودش! از جوایزی که این کتاب برده میشه به ایندیز چویس و کریسشن ساینس مانیتور اشاره کرد. عالوه بر این کاربران reads good به این رمان که اول تجربه رمان نویسی کاترین استاکت نمره 5.4 از 5 رو دادن که یه موفقیت ارزشمند به حساب میشاد. در سال 2011 هم تیت تیلور یه فیلم با اقتباس از این رمان به نام help The ساخت که موفق شد برنده جایزه اسکار هم بشه! البته مثل خیلی از کتابای دیگه، فیلم به پای رمان نمیرسه!







