هرکاری که بخواهیم جدی شروع کنیم اما آغازی سفتوسخت در آن نداشته باشیم؛ بی بروبرگرد محکوم به شکست است؛ حالا اینکار میتواند آب دادن گلدانهای مادربزرگمان باشد؛ یا آپولو هوا کردن یا حتی مهمتر از همه اینها، کتاب خواندن !
خیلی از ما (حتی خود من تا چند هفته پیش) فکر میکنیم میتوان روی مبل لم داد و کتابی به دست گرفت و با توهم کتابخوان حرفهای بودن؛ خوشحال بود ! درحالی که هر کاری ، محیط خودش را میطلبد! با مثالی، چرندیاتم را برایتان قابل هضمتر میکنم :
فرض کنید میخواهید یک فوتبالیست حرفهای شوید؛ آیا با تمرین در حیاط خانه (که این روزها به زحمت میتوان نام بالکن برآن گذاشت) به جایی میرسید ؟ طبیعتا نه ! چونکه تمرین فوتبال، پیشنیازهای خودش را میخواهد؛ مثلا زمین باز ، وجود چند بازیکن دیگر و قس علی هذا ...
کتابخواندن هم در این مورد، با فوتبال بازی کردن فرقی ندارد؛ محیط آرام کتابخانه، در کنار چندین نفر که مانند شما، به زبان خود استراحت و ذهن خود را نرمش میدهند؛ به دور از صدای وسوسهانگیز رسانه ملی و تلگرام خانمانسوز، در امان از صدای ناله دختر همسایهتان که برایش خواستگار نمیآید ؛ به مطالعه میپردازید! اما چرا کتابخانه ؟
زندگی مفیدتری خواهید داشت !
همانطور که گفتم؛ عواملی که برای شما کار در بیاورند یا حواس شما را پرت کنند؛ در کتابخانه وجود ندارد؛ در واقع، به ازای هر یکساعتی که در خانه به مطالعه میپردازیم؛ خیلی زور بزنیم؛ نهایتا 45 دقیقهاش مفید است. به عبارتی در یک مطالعه 4ساعته، یکساعتش را با زل زدن به لکههای روی در و دیوار اتاق گذراندهاید!
از طرفی دیگر، وقتی قرار است از محیط خانه خارج شوید؛ طبیعتا تمام وسایل لازم را با خود میبرید و تقریبا غیرممکن است که بخاطر بیحوصلگی، خودکارتان را فراموش کنید! اما در خانه، خیالتان راحت است؛ به همین دلیل ممکن است درحین مطالعه چندین بار از جایتان بلند شوید تا به دنبال وسیله مورد نظرتان بگردید.
کتابخواندن را جدیتر میگیرید !
داشتن مکان ثابت برای درس خواندن یا مطالعه آزاد، ذهن شما را طوری برنامهریزی میکند که کتاب را به یکی از نیازهای روزمرهتان تبدیل میکند؛ همینطور، کسالت و خستگی که ممکن است بعد از کتاب برای شما بهوجود بیاید؛ با پیادهروی یا تاکسی گرفتن برای رسیدن به خانه، برطرف میشود (یه هوایی به سر و کله مبارک میخورد)
سکوت فضا، قدرت صحبت کردن را از شما میگیرد و باعث میشود ذهن و چشم شما، تمرکز بیشتری داشته باشد. همینطور، محدود بودن زمان کتاب امانتگرفتهشده، باعث میشود بیخیالی و تنبلی را کنار بگذارید که باعث میشود بیآنکه متوجه شوید؛ نظم خاصی در تفکر و کارهای دیگران بهوجود بیاید.
کتابخانه از نظر اینوریها و آنوریها !
در بلاد کفر، این فرنگیهای بیفرهنگ لخت(!)، کتابخانه را، بزرگترین پایگاه اجتماعی اهلقلم و دیگران میدانند؛ ملاقاتها، تحقیقها و ... میدانند؛ اما ما ایرانیهای متمدن، تاریخدار آریایی، به بهانه کنکور به کتابخانه میرویم و به اتک زدنمان ادامه میدهیم ...
ببینید:
برای زیرنویس کلیک کنید
برچسب:
نویسنده: باران فلاح