خرید بک لینک
قفس زنگ زده بلبل ، در وسط بازار قدیمی و خلوت شهر ، توجه مردم همیشه عجول را به خود جلب می کرد ؛ هر روز صبح موقع طلوع ، از آن بخش از سقف بازار که چندی پیش فرو ریخته بود ؛ نور و گرمای خود را روی میله های قفس بلبل می انداخت و پرنده ، هر بامداد ، برای خورشیذ چه آوازها که نمیخواند .
او از این موضوع که هر روز دقایقی نور خورشید را می بیند ؛ بسیار خرسند بود ؛ حتی چند بار پارچه فروش خواسته بود او را آزاد کند ولی بلبل از قفس بیرون نیامده بود ...
لابد پرنده ، اینکه هر روز نورخورشید را چند دقیقه ای می بیند ؛ خیلی خوشحال بود .
سالیان دراز گذشت و خورشید هر روز ، دقایقی مهمان قفس بلبل بود تا اینکه عمر او به سر آمد و خود را تسلیم حقیقت حتمی مرگ کرد ...

او مثل هر جاندار دیگری مُرد اما هیچگاه نفهمید که نور خورشید ؛ حق همه موجودات بوده است و پرندگان آزاد ، هر روز به تماشای فجر و غروب خورشید از خاور به باختر ، می پردازند و او تنها چند ثانیه ، گرما و نور آن را احساس می کرد و آن را چیزی فراتر از حق خود می دانست ...

ما انسان ها نیز گاهی اینگونه ایم ؛ محدودیت های اطرافمان ، افکارمان را محدود کرده است ؛ بهترین دنیا را ، با وجود محدودیت هایمان می بینیم و حداقل حقوقمان را ، امتیازات ویژه ای می بینیم که فکر می کنیم لایق آن نیستیم و درخواست آزادی های نابود کنندیمان را ، تلاشی برای رهایی تلقی می کنیم ...
و چه زمانی خواهد رسید تا این انسان حریص بفهمد در اطرافش چه باید باشد و چه نباید ...

برچسب: تنگ نظری در حل جدول,تنگ نظری,تنگ نظری در جدول,تنگ نظری در جدول کلمات,تنگ نظری در جدول انلاین,تنگ نظری یعنی چه,تنگ نظری در روایات,تنگ نظری به انگلیسی,تنگ نظري,معنی تنگ نظری, نویسنده: باران فلاح تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 1:00

صفحه بندی